volltönend

Aussprache: /fɔlˈtøːnənt/
Worttrennung: voll·tö·nend
صفت

پرطنین، خوش‌صدا، رسانا

Bedeutungen

1

صدایی که قوی، پرحجم و طنین‌انداز است؛ معمولاً برای توصیف صداهای موسیقی، صداهای انسانی یا آلات موسیقی به کار می‌رود.

  • Der Chor sang mit volltönender Stimme.گروه کر با صدایی پرطنین آواز خواند.
  • Das Orchester erzeugte einen volltönenden Klang.ارکستر صدایی پرطنین تولید کرد.
  • Seine tiefe, volltönende Stimme beeindruckte das Publikum.صدای بم و پرطنین او حضار را تحت تاثیر قرار داد.
2

به طور مجازی، پرمحتوا و تاثیرگذار (مانند سخنرانی یا نوشته).

  • Die Rede des Politikers war volltönend, aber wenig konkret.سخنرانی سیاستمدار پرمحتوا بود، اما کم‌مایه و غیرملموس.
  • Seine Kritik klang volltönend, aber sie enthielt keine konstruktiven Vorschläge.انتقاد او پرطنین به نظر می‌رسید، اما حاوی هیچ پیشنهاد سازنده‌ای نبود.
  • Das Buch bietet eine volltönende Darstellung der historischen Ereignisse.این کتاب ارائه‌ای پرمحتوا از وقایع تاریخی ارائه می‌دهد.