vollumfänglich
به طور کامل، تمام و کمال، جامع
Bedeutungen
1
کامل، جامع، تمام و کمال؛ شامل همه جنبهها یا جزئیات بدون هیچ کم و کاستی.
- Wir brauchen eine vollumfängliche Erklärung der Vorfälle.ما به یک توضیح کامل از وقایع نیاز داریم.
- Das Projekt wurde vollumfänglich abgeschlossen.پروژه به طور کامل تکمیل شد.
- Die Untersuchung lieferte ein vollumfängliches Bild der Situation.تحقیق تصویری جامع از وضعیت ارائه داد.
2
به طور کامل، در تمام جنبهها؛ اغلب به عنوان قید استفاده میشود.
- Er hat sich vollumfänglich für die Sache eingesetzt.او تمام و کمال خود را وقف این موضوع کرد.
- Die Firma unterstützt die Initiative vollumfänglich.شرکت به طور کامل از این ابتکار عمل حمایت میکند.
- Die Informationen wurden vollumfänglich geprüft.اطلاعات به طور کامل بررسی شد.