vollzumüllen

Aussprache: /ˈfɔltsuˌmʏlən/
Worttrennung: voll·zu·mül·len
Erweiterter Infinitiv

پر کردن (از زباله)

Bedeutungen

1 Akkusativ

پر کردن مکانی یا فضایی به طور کامل و بیش از حد با زباله یا مواد زائد، به طوری که دیگر قابل استفاده نباشد یا منظره‌ای ناخوشایند ایجاد کند.

  • Es ist eine Schande, wie manche Menschen die öffentlichen Parks mit Abfall vollmüllen.مایه شرم است که چگونه برخی افراد پارک‌های عمومی را با زباله پر می‌کنند.
  • Die ständige Flut an unerwünschter Werbung droht, unsere Briefkästen zu vollmüllen.سیل مداوم تبلیغات ناخواسته تهدید می‌کند که صندوق‌های پستی ما را لبریز کند.