vollzupissenden
قابل خیس کردن با ادرار، که باید روی آن ادرار شود (صفت)
Bedeutungen
1
Akkusativ (برای شیء) یا sich (برای خود)
به طور کامل روی چیزی ادرار کردن یا خود را با ادرار خیس کردن (بسیار عامیانه و توهینآمیز)
- Der Hund hat den Teppich vollgepisst.سگ روی فرش ادرار کرده است.
- Er hat sich vor Angst vollpisst.او از ترس خودش را خیس کرد.