vollzuscheißen

Aussprache: /ˈfɔlˌtsuːˌʃaɪ̯sn̩/
Worttrennung: voll·zu·schei·ßen
Erweiterter Infinitiv

کاملاً گند زدن، کاملاً خراب کردن (عامیانه)

Bedeutungen

1 Akkusativ

به معنای تحت‌اللفظی، چیزی را به طور کامل با مدفوع پوشاندن یا کثیف کردن.

  • Der Hund hat das ganze Wohnzimmer vollgeschissen.سگ کل اتاق نشیمن را با مدفوع کثیف کرده بود.
  • Nach dem Unfall war seine Kleidung völlig vollgeschissen.بعد از حادثه، لباس‌هایش کاملاً کثیف شده بود.
2 Akkusativ

به صورت مجازی، یک موقعیت، پروژه یا برنامه را به طور کامل خراب کردن یا به گند کشیدن.

  • Mit seiner arroganten Haltung hat er das ganze Projekt vollgeschissen.او با رفتار متکبرانه‌اش کل پروژه را به گند کشید.
  • Sie befürchten, dass die unerwartete Kritik die Verhandlungen vollzuscheißen wird.آنها نگرانند که انتقاد غیرمنتظره مذاکرات را کاملاً خراب کند.