voltigieren
ژیمناستیک روی اسب انجام دادن
Beispiele
- Antonia ''voltigiert'' lieber, als Reitunterricht zu nehmen.آنتونیا ترجیح میدهد به جای درس سوارکاری، ژیمناستیک روی اسب انجام دهد.
- Die Reiterin ''voltigierte'' den schweren Kaltblüter elegant.سوارکار اسب سنگین و باشکوه را به طرز ماهرانهای ژیمناستیک کرد.
Bedeutungen
1
(intransitiv)
انجام حرکات آکروباتیک یا ژیمناستیک روی اسب در حال حرکت.
- Die Athleten voltigierten elegant auf dem galoppierenden Pferd.ورزشکاران با ظرافت روی اسب در حال تاخت ژیمناستیک انجام دادند.
- Sie trainiert seit Jahren, um perfekt zu voltigieren.او سالهاست تمرین میکند تا به طور عالی ژیمناستیک روی اسب انجام دهد.