volvieren
چرخاندن، به چرخش درآوردن؛ (مجازاً) دقیقاً بررسی کردن، در ذهن مرور کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ + an + Akkusativ
(حقوقی) ارجاع دادن (به یک مرجع بالاتر یا برای تصمیمگیری)
- Der Fall wurde an das höhere Gericht volviert.پرونده به دادگاه عالی ارجاع داده شد.
- Man volviert die Angelegenheit an die zuständige Behörde.این موضوع به مرجع ذیصلاح ارجاع داده میشود.
2
Akkusativ
(قدیمی/فنی) چرخاندن، پیچاندن
- Er volviert den Faden um die Spule.او نخ را دور قرقره میپیچد.
- Die Maschine volviert die Walzen in einem gleichmäßigen Tempo.ماشین غلتکها را با سرعت یکنواخت میچرخاند.