volvieren

Aussprache: /vɔlˈviːʁən/
Wortzerlegung: vol·vie·ren
فعل

چرخاندن، به چرخش درآوردن؛ (مجازاً) دقیقاً بررسی کردن، در ذهن مرور کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ + an + Akkusativ

(حقوقی) ارجاع دادن (به یک مرجع بالاتر یا برای تصمیم‌گیری)

  • Der Fall wurde an das höhere Gericht volviert.پرونده به دادگاه عالی ارجاع داده شد.
  • Man volviert die Angelegenheit an die zuständige Behörde.این موضوع به مرجع ذیصلاح ارجاع داده می‌شود.
2 Akkusativ

(قدیمی/فنی) چرخاندن، پیچاندن

  • Er volviert den Faden um die Spule.او نخ را دور قرقره می‌پیچد.
  • Die Maschine volviert die Walzen in einem gleichmäßigen Tempo.ماشین غلتک‌ها را با سرعت یکنواخت می‌چرخاند.