vom Fleisch fallen
لاغر شدن مفرط، آب رفتن (وزن کم کردن)
Bedeutungen
1
به معنای کاهش وزن شدید و قابل توجه است، معمولاً به دلیل بیماری، رژیم غذایی سخت یا استرس.
- Nach seiner Krankheit fiel er fast vom Fleisch.او پس از بیماریاش تقریباً آب رفت (خیلی لاغر شد).
- Sie hat in den letzten Monaten viel Gewicht verloren und ist vom Fleisch gefallen.او در ماههای اخیر وزن زیادی کم کرده و خیلی لاغر شده است.
- Der Stress bei der Arbeit ließ ihn vom Fleisch fallen.استرس کاری باعث شد که او لاغر شود.