vom Laster gefallen
دزدی بودن (اصطلاح برای کالای مسروقه)
Beispiele
- Wieso ich mir so einen Fernseher leisten kann? Der ist ''vom Laster gefallen''.چطور توانستم چنین تلویزیونی بخرم؟ این از پشت کامیون افتاده (دزدی است).
دزدی بودن (اصطلاح برای کالای مسروقه)