vomieren
استفراغ کردن، بالا آوردن
Beispiele
- Schütteln sie das Gefäß, in dem der Flusskrebs sich befindet – keine Angst, Krebse können nicht ''vomieren.ظرفی را که خرچنگ رودخانهای در آن است تکان دهید - نترسید، خرچنگها نمیتوانند استفراغ کنند.
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
استفراغ کردن، بالا آوردن (معمولاً در زمینه پزشکی یا رسمی).
- Nach dem Verzehr der verdorbenen Speisen musste er vomieren.پس از مصرف غذای فاسد، او مجبور شد استفراغ کند.
- Der Patient begann plötzlich zu vomieren.بیمار ناگهان شروع به استفراغ کرد.