von Luft und Liebe leben

Aussprache: /fɔn lʊft ʊnt ˈliːbə ˈleːbn̩/
Worttrennung: von Luft un·d ·Lie·be le·ben
اصطلاح

با کمترین امکانات زندگی کردن، با عشق و صفا روزگار گذراندن

Bedeutungen

1

به معنای زندگی کردن با حداقل امکانات مالی و مادی، اغلب با تکیه بر عشق، علاقه یا امید.

  • Am Anfang ihrer Beziehung mussten sie von Luft und Liebe leben, aber sie waren glücklich.در ابتدای رابطه‌شان مجبور بودند با کمترین امکانات زندگی کنند، اما خوشحال بودند.
  • Viele Künstler leben lange Zeit von Luft und Liebe, bevor sie Erfolg haben.بسیاری از هنرمندان مدت طولانی با کمترین امکانات زندگی می‌کنند تا زمانی که موفق شوند.
  • Sie zogen aufs Land, um von Luft und Liebe zu leben und sich auf ihre Musik zu konzentrieren.آنها به روستا رفتند تا با کمترین امکانات زندگی کنند و روی موسیقی خود تمرکز کنند.