von dannen ziehen
رفتن، ترک کردن (مکانی)
Bedeutungen
1
به معنای ترک کردن یک مکان، رفتن از جایی، اغلب با لحنی کمی ادبی یا قدیمی.
- Nach dem Fest zogen die Gäste von dannen.پس از جشن، مهمانان رفتند.
- Der Wanderer zog von dannen, ohne ein Wort zu sagen.آن جهانگرد بدون گفتن کلمهای، رفت.
- Es ist Zeit, von dannen zu ziehen und neue Abenteuer zu suchen.وقت آن است که برویم و ماجراهای جدیدی را جستجو کنیم.