von der Hand in den Mund leben

Aussprache: /fɔn deːɐ̯ hant ɪn deːn mʊnt ˈleːbn̩/
Worttrennung: von ·der Han·d in ·den ·Mun·d le·ben
اصطلاح

روزمره زندگی کردن، لنگ نان شب بودن، هر چه درآوردن خرج کردن

Bedeutungen

1

وضعیت مالی ناپایدار که در آن فرد تمام درآمد خود را بلافاصله برای رفع نیازهای ضروری خرج می‌کند و پس‌اندازی ندارد.

  • Viele Familien leben nach der Arbeitslosigkeit nur noch von der Hand in den Mund.بسیاری از خانواده‌ها پس از بیکاری، فقط روزمره زندگی می‌کنند.
  • Er hat so viele Schulden, dass er ständig von der Hand in den Mund leben muss.او آنقدر بدهکار است که دائماً باید هر چه درمی‌آورد خرج کند.
  • Seitdem sie ihren Job verloren hat, lebt sie von der Hand in den Mund.از وقتی شغلش را از دست داده، لنگ نان شب است.