von der Hand in den Mund leben
روزمره زندگی کردن، لنگ نان شب بودن، هر چه درآوردن خرج کردن
Bedeutungen
1
وضعیت مالی ناپایدار که در آن فرد تمام درآمد خود را بلافاصله برای رفع نیازهای ضروری خرج میکند و پساندازی ندارد.
- Viele Familien leben nach der Arbeitslosigkeit nur noch von der Hand in den Mund.بسیاری از خانوادهها پس از بیکاری، فقط روزمره زندگی میکنند.
- Er hat so viele Schulden, dass er ständig von der Hand in den Mund leben muss.او آنقدر بدهکار است که دائماً باید هر چه درمیآورد خرج کند.
- Seitdem sie ihren Job verloren hat, lebt sie von der Hand in den Mund.از وقتی شغلش را از دست داده، لنگ نان شب است.