von sich aus

Aussprache: /fɔn zɪç aʊ̯s/
Worttrennung: von ·sich aus
اصطلاح

از روی میل خود، خودبه‌خود، داوطلبانه

Bedeutungen

1

به معنای انجام کاری بدون اینکه کسی از او بخواهد یا مجبورش کند؛ با ابتکار عمل شخصی.

  • Er hat sich von sich aus gemeldet, um zu helfen.او خودبه‌خود داوطلب شد تا کمک کند.
  • Die Kinder räumten ihr Zimmer von sich aus auf.بچه‌ها اتاقشان را از روی میل خودشان مرتب کردند.
  • Wenn du von dir aus nichts sagst, kann ich dir nicht helfen.اگر خودت از روی میل خودت چیزی نگویی، من نمی‌توانم کمکت کنم.
2

به معنای خودبه‌خود یا به طور طبیعی رخ دادن چیزی، بدون دخالت خارجی.

  • Die Pflanze wächst von sich aus sehr gut.این گیاه خودبه‌خود خیلی خوب رشد می‌کند.
  • Das Problem hat sich von sich aus gelöst.مشکل خودبه‌خود حل شد.
  • Manche Dinge geschehen von sich aus, ohne dass wir sie beeinflussen können.برخی چیزها خودبه‌خود اتفاق می‌افتند، بدون اینکه ما بتوانیم آن‌ها را تحت تأثیر قرار دهیم.