von vornherein

Aussprache: /fɔn ˌfɔʁnheːˈʁaɪ̯n/
Worttrennung: von vorn·her·ein
اصطلاح

از همان ابتدا، از اول، از پیش

Bedeutungen

1

از همان لحظه اول، از ابتدا، بدون نیاز به شروع مجدد یا تغییر.

  • Ich wusste von vornherein, dass das schwierig werden würde.من از همان ابتدا می‌دانستم که این کار دشوار خواهد بود.
  • Er hat die Regeln von vornherein klar kommuniziert.او از همان ابتدا قوانین را به وضوح بیان کرد.
  • Diese Idee war von vornherein zum Scheitern verurteilt.این ایده از همان ابتدا محکوم به شکست بود.