von vornherein
از همان ابتدا، از اول، از پیش
Bedeutungen
1
از همان لحظه اول، از ابتدا، بدون نیاز به شروع مجدد یا تغییر.
- Ich wusste von vornherein, dass das schwierig werden würde.من از همان ابتدا میدانستم که این کار دشوار خواهد بود.
- Er hat die Regeln von vornherein klar kommuniziert.او از همان ابتدا قوانین را به وضوح بیان کرد.
- Diese Idee war von vornherein zum Scheitern verurteilt.این ایده از همان ابتدا محکوم به شکست بود.