قید
پیش، به جلو (فقط در ترکیب vonstattengehen: پیش رفتن، انجام شدن)
معانی و تعاریف vonstatten:
- (رسمی و ادبی) بخشی از عبارت فعلی vonstattengehen؛ به معنای پیش رفتن، رخ دادن یا به سرانجام رسیدن یک رویداد، روند یا فرایند (معمولاً همراه با قید کیفی مانند reibungslos, zügig, problemlos).
جملات نمونه برای vonstatten:
Dank der guten Organisation ging die Veranstaltung reibungslos ''vonstatten''.
به لطف سازماندهی عالی، رویداد کاملاً بدون مشکل پیش رفت / انجام شد.
Die Verhandlungen gingen schneller als erwartet ''vonstatten''.
مذاکرات بسیار آرامتر و سریعتر از حد انتظار پیش رفت.
Die gesamte Zeremonie ging feierlich vonstatten.
کل مراسم با شکوه و وقار انجام شد / پیش رفت.