vorübergehen

Aussprache: /foˈʁyːbɐˌɡeːən/
Worttrennung: vor·über·ge·hen
فعل

گذشتن/سپری شدن، رد شدن از کنار

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

سپری شدن و به پایان رسیدن زمان، یک رویداد، یک حالت یا یک دوره (مانند درد، طوفان، فصل).

  • Die Aufregung wird bald vorübergehen.هیجان به زودی از بین خواهد رفت.
  • Der Sturm ist endlich vorübergegangen.طوفان سرانجام سپری شد.
2 an + Dativ (an jemandem / etwas vorübergehen)

رد شدن از کنار کسی یا مکانی بدون توقف یا تعامل.

  • Wir gingen an dem alten Haus vorbei, ohne anzuhalten.ما بدون توقف از کنار خانه قدیمی گذشتیم.
  • Er ging schnell an seiner Freundin vorüber, ohne sie zu bemerken.او بدون اینکه متوجه دوستش شود، سریع از کنارش رد شد.