vorübergehen
گذشتن/سپری شدن، رد شدن از کنار
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
سپری شدن و به پایان رسیدن زمان، یک رویداد، یک حالت یا یک دوره (مانند درد، طوفان، فصل).
- Die Aufregung wird bald vorübergehen.هیجان به زودی از بین خواهد رفت.
- Der Sturm ist endlich vorübergegangen.طوفان سرانجام سپری شد.
2
an + Dativ (an jemandem / etwas vorübergehen)
رد شدن از کنار کسی یا مکانی بدون توقف یا تعامل.
- Wir gingen an dem alten Haus vorbei, ohne anzuhalten.ما بدون توقف از کنار خانه قدیمی گذشتیم.
- Er ging schnell an seiner Freundin vorüber, ohne sie zu bemerken.او بدون اینکه متوجه دوستش شود، سریع از کنارش رد شد.