vorabentscheiden
پیشاتخاذ کردن تصمیم، صادر کردن رای مقدماتی
Bedeutungen
1
Akkusativ / ob-Satz
تصمیمگیری اولیه یا حقوقی درباره یک پرسش یا مسئله پیش از شروع فرآیند اصلی (غالبًا کاربرد حقوقی مراجع قضایی)
- Der Europäische Gerichtshof muss über diese Rechtsfrage vorabentscheiden.دیوان دادگستری اروپا باید درباره این مسئله حقوقی رای مقدماتی صادر کند.
- Wir müssen die finanziellen Rahmenbedingungen vorabentscheiden.ما باید چارچوبهای مالی را از قبل تعیین و مشخص کنیم.