vorabentscheiden

Aussprache: /ˌfoːɐ̯ʔapʔɛntˈʃaɪ̯dn̩/
Wortzerlegung: vor·abent·schei·den
فعل

پیش‌اتخاذ کردن تصمیم، صادر کردن رای مقدماتی

Bedeutungen

1 Akkusativ / ob-Satz

تصمیم‌گیری اولیه یا حقوقی درباره یک پرسش یا مسئله پیش از شروع فرآیند اصلی (غالبًا کاربرد حقوقی مراجع قضایی)

  • Der Europäische Gerichtshof muss über diese Rechtsfrage vorabentscheiden.دیوان دادگستری اروپا باید درباره این مسئله حقوقی رای مقدماتی صادر کند.
  • Wir müssen die finanziellen Rahmenbedingungen vorabentscheiden.ما باید چارچوب‌های مالی را از قبل تعیین و مشخص کنیم.