voranbringen
پیش بردن، توسعه دادن، کمک به پیشرفت کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) voranbringen
یک پروژه، ایده، اقتصاد یا کار را با سرعت جلو بردن و ارتقا دادن
- Wir müssen dieses Projekt schnell voranbringen, um die Frist einzuhalten.ما باید این پروژه را سریع پیش ببریم تا به مهلت مقرر برسیم.
- Seine innovativen Ideen haben die Entwicklung des Unternehmens enorm vorangebracht.ایدههای نوآورانه او توسعه شرکت را به شدت پیش برده است.
2
jemanden (Akkusativ) voranbringen
به کسی در مسیر شغلی یا فردی کمک کردن تا پیشرفت کند
- Der Mentor hat seinen Schützling sehr vorangebracht und ihm viele Türen geöffnet.مربی شاگردش را بسیار پیش برده و درهای زیادی را برای او گشوده است.
- Sie möchte ihre Karriere aktiv voranbringen und neue Herausforderungen annehmen.او میخواهد فعالانه شغلش را پیش ببرد و چالشهای جدیدی را بپذیرد.