voranmelden
از قبل ثبتنام کردن، پیشثبتنام کردن
Beispiele
- Wir bitten Sie, ein Gespräch rechtzeitig voranzumelden.از شما میخواهیم که گفتگو را به موقع پیشثبتنام کنید.
Bedeutungen
1
Akkusativ / sich + bei + Dativ
ثبتنام یا اعلام حضور برای رویداد یا بازدیدی از پیش
- Wir müssen uns für den Sprachkurs voranmelden.ما باید برای دوره زبان پیشثبتنام کنیم.