voranstellen
در مقدمه آوردن، اولویت دادن، جلوتر قرار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ Dativ)
چیزی را به عنوان مقدمه یا سخن آغازین مطرح کردن
- Lassen Sie mich ein paar einleitende Worte voranstellen.اجازه دهید چند کلمه مقدماتی را در آغاز بیاورم.
- Dem Kapitel wurde ein Zitat vorangestellt.در ابتدای این فصل یک نقلقول قرار داده شده است.
2
Akkusativ (+ Dativ)
چیزی را در تقدم قرار دادن یا اولویت اول بخشیدن
- Er stellt die Interessen der Firma allen anderen Dingen voran.او منافع شرکت را بر همه چیزهای دیگر مقدم میدارد.
- Man sollte die Sicherheit immer den Kosten voranstellen.همواره باید ایمنی را بر هزینهها اولویت داد.