قید
جلوتر، پیشاپیش، جلوتر از زمان
جملات نمونه برای voraus:
Da kommt die Meute, ''voraus'' ein Hüne mit roten Haaren!
جمعیت در حال آمدن است، جلوتر از همه یک مرد درشتهیکل با موهای قرمز!
Noch liegt der Hengst zwei Längen ''voraus.''
هنوز اسب نر دو طول جلوتر است.
Die Mitschüler waren ihm leistungsmäßig ''voraus.''
همکلاسیها از نظر تحصیلی از او جلوتر بودند.