vorausgehen

Aussprache: /foˈraʊ̯sˌɡeːən/
Wortzerlegung: vor·aus·ge·hen
فعل

جلوتر رفتن، پیش از وقایع دیگر رخ دادن

Bedeutungen

1 Dativ / (بدون مفعول)

جلوتر از دیگران در مسیر فیزیکی حرکت کردن

  • Geh du schon voraus, ich folge dir.تو جلوتر برو، من دنبالت می‌آیم.
  • Er ging den anderen voraus.او جلوتر از دیگران راه می‌رفت.
2 Dativ

از نظر زمانی پیش از واقعه‌ای دیگر رخ دادن

  • Dem Unfall ging eine Unachtsamkeit voraus.پیش از تصادف یک بی‌احتیاطی رخ داده بود.
  • Dem Fest gingen lange Vorbereitungen voraus.پیش از جشن، تدارکات طولانی انجام گرفته بود.