voraussehen

Aussprache: /foˈʁaʊ̯sˌzeːən/
Wortzerlegung: vor·aus·se·hen
فعل

پیش‌بینی کردن، پیش‌بینی شدن، پیش‌بینی کردن

Beispiele

  • Der Klimawandel lässt sich nicht mehr ''voraussehen,'' denn wir sind bereits mitten drin.تغییرات آب و هوایی دیگر قابل پیش‌بینی نیست، زیرا ما در حال حاضر در میانه آن هستیم.
  • Wenn ich heute Abend nach Hause komme, ''sehe'' ich jetzt schon ''voraus,'' wie meine Frau mit dem Nudelholz hinter der Tür steht.وقتی امشب به خانه می‌آیم، از قبل پیش‌بینی می‌کنم که همسرم با وردنه پشت در ایستاده است.
  • Kann man ''voraussehen,'' wer eine Krankheit, Krebs, Demenz, usw., bekommt?آیا می‌توان پیش‌بینی کرد که چه کسی به بیماری، سرطان، زوال عقل و غیره مبتلا می‌شود؟
  • Wer konnte denn ''voraussehen,'' dass der Dow Jones 10%-Punkte fällt.چه کسی می‌توانست پیش‌بینی کند که داوجونز ۱۰ درصد سقوط کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ / dass-Satz

چیزی را که در آینده اتفاق خواهد افتاد، از قبل تشخیص دادن یا پیش‌بینی کردن.

  • Niemand konnte die Katastrophe voraussehen.هیچ‌کس نمی‌توانست فاجعه را پیش‌بینی کند.
  • Er sah voraus, dass es schwierig werden würde.او پیش‌بینی کرد که کار دشوار خواهد شد.
2 Akkusativ

نتایج یا پیامدهای احتمالی یک عمل یا وضعیت را از قبل ارزیابی کردن.

  • Man muss die Konsequenzen seiner Handlungen voraussehen.باید پیامدهای اعمال خود را پیش‌بینی کرد.
  • Es ist schwer, alle Entwicklungen vorauszusehen.پیش‌بینی تمام تحولات دشوار است.