vorbauen
پیشگیری کردن، پیشساختن
Bedeutungen
1
gegen + Akkusativ / Dativ
پیشگیری کردن و تمهیدات لازم را از قبل برای جلوگیری از یک مشکل اندیشیدن
- Man sollte rechtzeitig vorbeugen und vorbauen, um Krisen zu vermeiden.باید به موقع پیشگیری و اقدام کرد تا از بحرانها جلوگیری شود.
- Die Firma hat gegen etwaige finanzielle Engpässe vorgebaut.شرکت در برابر مضایق مالی احتمالی از قبل تمهیداتی اندیشیده است.
2
Akkusativ
ساختن یک بخش جلوآمده در ساختمان یا پیشساختن بخشی از پروژه
- Der Architekt hat einen Erker an der Fassade vorgebaut.معمار یک شاهنشین/ایوانک جلوآمده روی نما ساخته است.
- Wir müssen die Fundamente vorbauen.ما باید پیها را از قبل بسازیم.