vorbauen

Aussprache: /ˈfɔʁˌbaʊ̯ən/
Wortzerlegung: vor·bau·en
فعل

پیشگیری کردن، پیش‌ساختن

Bedeutungen

1 gegen + Akkusativ / Dativ

پیشگیری کردن و تمهیدات لازم را از قبل برای جلوگیری از یک مشکل اندیشیدن

  • Man sollte rechtzeitig vorbeugen und vorbauen, um Krisen zu vermeiden.باید به موقع پیشگیری و اقدام کرد تا از بحران‌ها جلوگیری شود.
  • Die Firma hat gegen etwaige finanzielle Engpässe vorgebaut.شرکت در برابر مضایق مالی احتمالی از قبل تمهیداتی اندیشیده است.
2 Akkusativ

ساختن یک بخش جلوآمده در ساختمان یا پیش‌ساختن بخشی از پروژه

  • Der Architekt hat einen Erker an der Fassade vorgebaut.معمار یک شاه‌نشین/ایوانک جلوآمده روی نما ساخته است.
  • Wir müssen die Fundamente vorbauen.ما باید پی‌ها را از قبل بسازیم.