vorbeidonnern
با صدای بلند و غرشکنان از کنار چیزی رد شدن (مانند وسیله نقلیه)
Beispiele
- Als auch der Letzte an mir ''vorbeigedonnert'' und über die holprig gepflasterte Straße gerumpelt war, erkannte ich, dass ich unbewusst so weit auf den Bürgersteig zurückgewichen war, dass meine Schulterblätter die Ziegelmauer eines der trostlosen, staubigen Gebäude berührten, die die Straße säumten.وقتی آخرین نفر از کنار من با غرش رد شد و روی خیابان سنگفرش ناهموار غلتید، متوجه شدم که ناخودآگاه آنقدر به پیادهرو عقبنشینی کردهام که استخوانهای کتفم به دیوار آجری یکی از ساختمانهای دلگیر و غبارآلود که در امتداد خیابان قرار داشتند، برخورد میکرد.
Bedeutungen
1
an + Dativ
با صدای بلند و سرعت زیاد از کنار چیزی عبور کردن، غریدن و رد شدن.
- Der Zug ist mit hoher Geschwindigkeit am Bahnhof vorbeigedonnert.قطار با سرعت زیاد از کنار ایستگاه رد شد.
- Ein LKW donnerte an uns vorbei und wirbelte Staub auf.یک کامیون با غرش از کنار ما رد شد و گرد و خاک به پا کرد.