vorbeidrücken

Aussprache: /fɔrˈbaɪ̯ˌdrʏkən/
Worttrennung: vor·bei·drü·cken
فعل

عبور کردن با فشار، رد کردن

Bedeutungen

1 sich + an + Dativ

خود را با فشار دادن از کنار کسی یا جایی عبور دادن؛ به سختی از میان جمعیت رد شدن.

  • Er musste sich an der Menge vorbeidrücken, um zum Ausgang zu gelangen.او مجبور بود با فشار از میان جمعیت رد شود تا به خروجی برسد.
  • Sie drückte sich an dem Wachmann vorbei.او با فشار از کنار نگهبان رد شد.
2 Akkusativ + an + Dativ

جسمی را با احتیاط و فشار از کنار مانعی عبور دادن یا جابجا کردن.

  • Der LKW drückte die Leitplanke an der Seite vorbei.کامیون گاردریل کنار جاده را با فشار کنار زد.
  • Er drückte den Koffer vorsichtig an der Wand vorbei.او چمدان را با احتیاط از کنار دیوار رد کرد.