vorbeiradeln
با دوچرخه از کنار چیزی رد شدن، از کنار کسی با دوچرخه گذشتن
Beispiele
- Ein ''vorbeiradelnder'' Polizist hielt genau vor uns an.یک پلیس در حال عبور با دوچرخه دقیقاً جلوی ما توقف کرد.
Bedeutungen
1
an + Dativ (اختیاری)
با دوچرخه از کنار چیزی یا کسی رد شدن.
- Er radelte schnell an uns vorbei.او با سرعت از کنار ما با دوچرخه رد شد.
- Jeden Morgen radelt sie am Café vorbei zur Arbeit.هر روز صبح او با دوچرخه از کنار کافه به سمت محل کارش میرود.