vorbeiradeln

Aussprache: /fɔʁˈbaɪ̯ˌʁaːdl̩n/
Wortzerlegung: vor·bei·ra·deln
فعل

با دوچرخه از کنار چیزی رد شدن، از کنار کسی با دوچرخه گذشتن

Beispiele

  • Ein ''vorbeiradelnder'' Polizist hielt genau vor uns an.یک پلیس در حال عبور با دوچرخه دقیقاً جلوی ما توقف کرد.

Bedeutungen

1 an + Dativ (اختیاری)

با دوچرخه از کنار چیزی یا کسی رد شدن.

  • Er radelte schnell an uns vorbei.او با سرعت از کنار ما با دوچرخه رد شد.
  • Jeden Morgen radelt sie am Café vorbei zur Arbeit.هر روز صبح او با دوچرخه از کنار کافه به سمت محل کارش می‌رود.