vorbeiziehen
عبور کردن، رد شدن، سبقت گرفتن
Bedeutungen
1
an + Dativ vorbeiziehen / intransitiv
از کنار کسی یا چیزی رد شدن و عبور کردن (ابر، قطار، افراد).
- Die Wolken ziehen schnell am Himmel vorbei.ابرها به سرعت در آسمان عبور میکنند.
- Er zog an mir vorbei, ohne mich zu bemerken.او بدون اینکه متوجه من شود، از کنارم رد شد.
2
an + Dativ vorbeiziehen
در مسابقه یا رقابت از کسی پیشی گرفتن و سبقت زدن.
- Der Läufer zog kurz vor dem Ziel an seinem Konkurrenten vorbei.دونده اندکی قبل از خط پایان از رقیبش سبقت گرفت.