vorbeiziehen

Aussprache: /ˈfɔʁbaɪ̯ˌtsiːən/
Wortzerlegung: vor·bei·zie·hen
فعل

عبور کردن، رد شدن، سبقت گرفتن

Bedeutungen

1 an + Dativ vorbeiziehen / intransitiv

از کنار کسی یا چیزی رد شدن و عبور کردن (ابر، قطار، افراد).

  • Die Wolken ziehen schnell am Himmel vorbei.ابرها به سرعت در آسمان عبور می‌کنند.
  • Er zog an mir vorbei, ohne mich zu bemerken.او بدون اینکه متوجه من شود، از کنارم رد شد.
2 an + Dativ vorbeiziehen

در مسابقه یا رقابت از کسی پیشی گرفتن و سبقت زدن.

  • Der Läufer zog kurz vor dem Ziel an seinem Konkurrenten vorbei.دونده اندکی قبل از خط پایان از رقیبش سبقت گرفت.