vorbeilaufen
رد شدن از کنار چیزی
Bedeutungen
1
an + Dativ
از کنار یک شخص، ساختمان یا شیء در حال راه رفتن یا دویدن عبور کردن
- Ich bin gestern am Supermarkt vorbeigelaufen, aber er war schon geschlossen.من دیروز از کنار سوپرمارکت رد شدم، اما قبلاً بسته بود.
- Er läuft jeden Morgen an meinem Haus vorbei.او هر روز صبح از کنار خانه من رد میشود.