vorbeirauschen

Aussprache: /fɔɐ̯ˈbaɪ̯ˌʁaʊ̯ʃn̩/
Wortzerlegung: vor·bei·rau·schen
فعل

با صدای وزوز عبور کردن، با سرعت رد شدن

Bedeutungen

1 an + Dativ

با سرعت زیاد و معمولاً با صدا (مانند باد، آب، وسیله نقلیه) از کنار چیزی عبور کردن.

  • Der Zug rauschte am Bahnhof vorbei.قطار با سرعت از کنار ایستگاه رد شد.
  • Die Autos rauschten an uns vorbei.ماشین‌ها با سرعت از کنار ما گذشتند.