vorbeischwimmen
شناکنان از کنار رد شدن، شناکنان عبور کردن
Beispiele
- Eine große Schildkröte, begleitet von drei Putzerfischen, ''schwimmt'' seelenruhig an uns ''vorbei.یک لاکپشت بزرگ که توسط سه ماهی پاککننده همراهی میشد، با آرامش از کنار ما شنا کرد و گذشت.
Bedeutungen
1
an + Dativ (یا بدون حرف اضافه در صورت مشخص بودن مسیر)
شناکنان از کنار یک شخص یا شیء عبور کردن
- Er schwamm schnell an uns vorbei.او سریع از کنار ما شناکنان رد شد.
- Die Fische schwammen an den Korallen vorbei.ماهیها از کنار مرجانها شناکنان گذشتند.