vorbeizulassenden
که باید اجازه عبور داده شود، که باید رد شود (صفت)
Bedeutungen
1
Akkusativ
اجازه دادن به کسی یا چیزی که از کنار شما عبور کند یا رد شود.
- Der Polizist hat uns vorbeigelassen.پلیس به ما اجازه عبور داد.
- Er ließ den alten Mann zuerst vorbeigehen.او اجازه داد پیرمرد اول رد شود.
2
Akkusativ
فرصت یا موقعیتی را از دست دادن، نادیده گرفتن.
- Du darfst diese Gelegenheit nicht vorbeilassen.نباید این فرصت را از دست بدهی.
- Er hat die Chance vorbeigelassen, weil er zu zögerlich war.او فرصت را از دست داد چون بیش از حد مردد بود.