vorbohren

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌboːrən/
Wortzerlegung: vor·boh·ren
فعل

از قبل سوراخ کردن، پیش‌سوراخ کردن؛ پیش‌بینی کردن

Beispiele

  • Es empfiehlt sich besonders harte Holzarten stets ''vorzubohren''.برای چوب‌های بسیار سخت همیشه توصیه می‌شود که "از قبل سوراخ" شوند.
  • Sie wollte ''vorbohren'', ob es sich lohnte, ihn weiterhin mit exklusiven Angeboten zu versorgen.او می‌خواست "پیش‌بینی کند" که آیا ارزش دارد او را با پیشنهادات انحصاری بیشتر تامین کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

سوراخ اولیه زدن برای پیچ، میخ یا رول‌پلاک (برای جلوگیری از ترک خوردن یا سهولت کار)

  • Man sollte immer vorbohren, bevor man eine Schraube in Holz eindreht.همیشه باید قبل از بستن پیچ در چوب، سوراخ اولیه زد.
  • Der Handwerker bohrte die Löcher für die Dübel in die Wand vor.صنعتگر سوراخ‌ها را برای رول‌پلاک‌ها در دیوار پیش‌سوراخ کرد.