voreingenommen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌaɪnɡənɔmən/
Worttrennung: vor·ein·ge·nom·men
صفت

پیش‌داوری‌کننده، جانبدارانه، مغرضانه

Bedeutungen

1

داشتن یا نشان دادن یک نظر یا قضاوت از پیش تعیین شده، معمولاً منفی، نسبت به یک فرد، گروه یا ایده، بدون در نظر گرفتن شواهد یا حقایق.

  • Der Richter wurde beschuldigt, voreingenommen zu sein.قاضی متهم به جانبداری شد.
  • Es ist schwer, voreingenommenen Berichten zu vertrauen.اعتماد به گزارش‌های مغرضانه دشوار است.
  • Ihre voreingenommene Haltung gegenüber neuen Technologien machte sie skeptisch.نگرش پیش‌داورانه او نسبت به فناوری‌های جدید باعث تردیدش شد.