vorentscheiden
از پیش تعیین کردن، از قبل تصمیم گرفتن
Beispiele
- Bei der Realisierung wirken so viele Faktoren mit, daß man solche Fragen ohnehin nicht „technokratisch“ ''vorentscheiden'' kann.عوامل زیادی در تحقق این امر دخیل هستند، به طوری که نمیتوان چنین مسائلی را به هر حال به صورت «تکنوکراتیک» از پیش تعیین کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
تصمیمی اولیه یا مقدماتی گرفتن که بر نتیجه نهایی تأثیر میگذارد.
- Die Jury muss die Gewinner vorentscheiden.هیئت داوران باید برندگان را از قبل تعیین کند.
- Diese Abstimmung wird das Ergebnis vorentscheiden.این رأیگیری نتیجه را از قبل مشخص خواهد کرد.