vorentscheiden

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ʔɛntˌʃaɪ̯dn̩/
Wortzerlegung: vor·ent·schei·den
فعل

از پیش تعیین کردن، پیش‌داوری/تصمیم مقدماتی گرفتن

Bedeutungen

1 Akkusativ

اتخاذ یک تصمیم اولیه یا مقدماتی که بر نتیجه و تصمیم نهایی تاثیر می‌گذارد

  • Die Jury muss die Kandidaten für das Finale vorentscheiden.هیئت داوران باید فینالیست‌ها را از قبل تعیین کند.
  • Diese Abstimmung wird den Ausgang der Wahl vorentscheiden.این رای‌گیری نتیجه انتخابات را از قبل مشخص خواهد کرد.