vorfühlen
پیشاپیش جویا شدن، زمینه را سنجیدن
Bedeutungen
1
bei + Dativ / Akkusativ
پیش از اتخاذ تصمیم یا ارائه پیشنهاد، به صورت غیرمستقیم نظر یا تمایل کسی را پرسیدن
- Er wollte bei ihr vorfühlen, ob sie Interesse an dem Projekt hätte.او میخواست پیشاپیش از او جویا شود که آیا به پروژه علاقه دارد یا خیر.
- Man sollte die Stimmung vorfühlen, bevor man einen Vorschlag macht.باید قبل از ارائه یک پیشنهاد، زمینه را سنجید.