vorfühlen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯fyːlən/
Worttrennung: vor·füh·len
فعل

پیشاپیش جویا شدن، زمینه را سنجیدن

Bedeutungen

1 bei + Dativ / Akkusativ

پیش از اتخاذ تصمیم یا ارائه پیشنهاد، به صورت غیرمستقیم نظر یا تمایل کسی را پرسیدن

  • Er wollte bei ihr vorfühlen, ob sie Interesse an dem Projekt hätte.او می‌خواست پیشاپیش از او جویا شود که آیا به پروژه علاقه دارد یا خیر.
  • Man sollte die Stimmung vorfühlen, bevor man einen Vorschlag macht.باید قبل از ارائه یک پیشنهاد، زمینه را سنجید.