vorgaren

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌɡaːʁən/
Wortzerlegung: vor·ga·ren
فعل

نیم‌پز کردن، از پیش پختن

Beispiele

  • Durch das ''Vorgaren'' erhöht sich die Kerntemperatur im Fleisch. Die Folge: das Steak verliert nur sehr wenig Saft.نیم‌پز کردن گوشت باعث افزایش دمای داخلی آن می‌شود. در نتیجه: استیک آب بسیار کمی از دست می‌دهد.

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas vorgaren)

مواد غذایی را قبل از پخت نهایی (مثلاً سرخ کردن یا کباب کردن) تا حدی پختن (معمولاً با بخارپز کردن یا آب‌پز کردن).

  • Man sollte die Karotten vor dem Braten kurz vorgaren.باید هویج‌ها را قبل از سرخ کردن کمی نیم‌پز کرد.
  • Das Fleisch wird zuerst vorgegart, um es zarter zu machen.گوشت ابتدا نیم‌پز می‌شود تا نرم‌تر شود.