vorarbeiten

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌʔaʁbaɪ̯tn̩/
Wortzerlegung: vor·ar·bei·ten
فعل

از قبل آماده/انجام دادن، اضافه‌کاری پیش‌گیرانه کردن، راه خود را باز کردن

Bedeutungen

1 (ohne Objekt) / Akkusativ

کارها را زودتر انجام دادن تا بعداً بتوان مرخصی گرفت یا وقت آزاد داشت

  • Ich habe diese Woche vorgearbeitet, damit ich am Freitag frei nehmen kann.من این هفته از قبل کارهایم را انجام دادم تا بتوانم جمعه مرخصی بگیرم.
  • Sie hat die Aufgaben für die nächste Woche schon komplett vorgearbeitet.او وظایف هفته آینده را از قبل کاملاً آماده کرده است.
2 sich (Akkusativ) + durch + Akkusativ

از میان انبوهی از موانع یا کارها به سمت جلو پیش رفتن

  • Er musste sich erst durch einen Berg von Akten vorarbeiten.او مجبور بود ابتدا از میان انبوهی از پرونده‌ها راه خود را پیش ببرد.
3 Akkusativ

مواد یا قطعات را برای مراحل بعدی کار آماده‌سازی اولیه کردن

  • Das Holz muss vor dem Streichen gut vorgearbeitet werden.چوب باید قبل از رنگ‌آمیزی به خوبی آماده‌سازی اولیه شود.