vorbinden

Aussprache: /foːɐ̯ˈbɪndən/
Wortzerlegung: vor·bin·den
فعل

گره زدن (در جلو)، بستن (در جلو)، آماده کردن (برای توبیخ)

Beispiele

  • Der Schmied ''bindet'' sich seine schwere Lederschürze ''vor''.آهنگر پیش‌بند چرمی سنگین خود را می‌بندد.
  • Norbert solle sich den Schal mal ordentlich ''vorbinden'', bis zum Frühling sei noch ein Weilchen hin.نوربرت باید شال را خوب ببندد، تا بهار هنوز کمی مانده است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را (معمولاً با بند، گره یا بست) جلوی چیزی دیگر بستن یا وصل کردن

  • Sie band sich eine Schürze vor.او یک پیش‌بند به خود بست.
  • Der Gärtner band die jungen Bäume an Pfähle vor.باغبان درختان جوان را به تیرک‌ها بست.
2 Akkusativ + Dativ

(مجازی) چیزی را به کسی تحمیل کردن، به گردن کسی انداختن (کمتر رایج)

  • Man kann ihm nicht einfach diese Verantwortung vorbinden.نمی‌توان به سادگی این مسئولیت را به گردن او انداخت.
  • Sie versuchten, ihm die Schuld vorzubinden.آنها سعی کردند تقصیر را به گردن او بیندازند.