vorfahren

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌfaːʁən/
Wortzerlegung: vor·fah·ren
فعل

جلوراندن (ماشین)، جلو آمدن

Beispiele

  • Apple, ''fahr'' den Wagen ''vor''.اپل، ماشین را جلو بیاور.

Bedeutungen

1 intransitiv (mit + Dativ / zu + Dativ)

با وسیله نقلیه به جایی رسیدن یا جلوی جایی توقف کردن.

  • Der Taxifahrer fuhr pünktlich vor dem Hotel vor.راننده تاکسی به موقع جلوی هتل توقف کرد.
  • Wann fährt der Bus vor, damit wir einsteigen können?اتوبوس کی می‌رسد تا بتوانیم سوار شویم؟
2 Akkusativ

کسی را با ماشین به جایی رساندن.

  • Ich kann dich schnell zum Bahnhof vorfahren.می‌توانم تو را سریع به ایستگاه قطار برسانم.
  • Er hat seine Kinder zur Schule vorgefahren.او فرزندانش را با ماشین به مدرسه رساند.
3 intransitiv

جلوتر رانندگی کردن یا از کسی سبقت گرفتن.

  • Bitte fahren Sie vor, ich folge Ihnen auf dem Weg.لطفاً جلوتر برانید، من در مسیر دنبالتان می‌آیم.
  • Der Sportwagen fuhr an der Kolonne vorbei.ماشین اسپرت از کنار کاروان سبقت گرفت.