vorgreifen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌɡraɪ̯fn̩/
Wortzerlegung: vor·grei·fen
فعل

جلو زدن، پیش‌دستی کردن، سبقت گرفتن

Beispiele

  • Er versuchte mit der linken Hand, die eben ''vorgreifen'' hatte wollen, das Tau zu packen, doch sie verfehlte ihr Ziel.او سعی کرد با دست چپش که تازه می‌خواست جلو بزند، طناب را بگیرد، اما به هدفش نرسید.

Bedeutungen

1 Dativ (jemandem/einer Sache vorgreifen)

قبل از زمان مناسب یا قبل از اینکه نوبت کسی برسد، کاری را انجام دادن یا چیزی را گفتن؛ پیش‌دستی کردن

  • Ich möchte der Entscheidung nicht vorgreifen.نمی‌خواهم در مورد تصمیم پیش‌دستی کنم.
  • Er griff der Frage des Journalisten vor.او به سؤال خبرنگار پیش‌دستی کرد.
2 auf + Akkusativ (auf etwas vorgreifen)

چیزی را از قبل در نظر گرفتن یا پیش‌بینی کردن؛ برای آینده برنامه‌ریزی کردن

  • Wir müssen den zukünftigen Entwicklungen vorgreifen.ما باید تحولات آینده را پیش‌بینی کنیم.
  • Die Planung greift den möglichen Problemen vor.برنامه‌ریزی مشکلات احتمالی را از قبل در نظر می‌گیرد.