vorgucken
از جلو نگاه کردن، از جایی بیرون زدن، نمایش دادن (پیشنمایش)
Beispiele
- Verschämt ''guckte'' sie hinter dem Vorhang ''vor''.با خجالت از پشت پرده نگاه کرد.
- Dein Unterrock ''guckt vor''!زیرپوشت از زیر لباست معلوم است!
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از قبل دیدن یا نگاهی اجمالی به آن انداختن، پیشنمایش کردن
- Wir können den Film schon mal vorgucken.ما میتوانیم فیلم را از قبل ببینیم (پیشنمایش کنیم).
- Ich habe das erste Kapitel vorguckt, um zu sehen, ob es interessant ist.من فصل اول را از قبل نگاه کردم تا ببینم آیا جالب است یا نه.