vorgucken

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌɡʊkn̩/
Wortzerlegung: vor·gu·cken
فعل

از جلو نگاه کردن، از جایی بیرون زدن، نمایش دادن (پیش‌نمایش)

Beispiele

  • Verschämt ''guckte'' sie hinter dem Vorhang ''vor''.با خجالت از پشت پرده نگاه کرد.
  • Dein Unterrock ''guckt vor''!زیرپوشت از زیر لباست معلوم است!

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را از قبل دیدن یا نگاهی اجمالی به آن انداختن، پیش‌نمایش کردن

  • Wir können den Film schon mal vorgucken.ما می‌توانیم فیلم را از قبل ببینیم (پیش‌نمایش کنیم).
  • Ich habe das erste Kapitel vorguckt, um zu sehen, ob es interessant ist.من فصل اول را از قبل نگاه کردم تا ببینم آیا جالب است یا نه.