vorladen

Aussprache: /ˈfoːrˌlaːdn̩/
Wortzerlegung: vor·la·den
فعل

احضار کردن (به دادگاه یا پلیس)

Beispiele

  • Der Richter beschloss, Maria als Zeugin ''vorzuladen.قاضی تصمیم گرفت ماریا را به عنوان شاهد احضار کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی را رسماً به یک مکان یا برای یک جلسه (معمولاً دادگاه یا اداره) فراخواندن.

  • Der Zeuge wurde vor Gericht vorgeladen.شاهد به دادگاه احضار شد.
  • Die Polizei hat ihn zur Vernehmung vorgeladen.پلیس او را برای بازجویی احضار کرده است.