vorladen
احضار کردن (به دادگاه یا پلیس)
Beispiele
- Der Richter beschloss, Maria als Zeugin ''vorzuladen.قاضی تصمیم گرفت ماریا را به عنوان شاهد احضار کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را رسماً به یک مکان یا برای یک جلسه (معمولاً دادگاه یا اداره) فراخواندن.
- Der Zeuge wurde vor Gericht vorgeladen.شاهد به دادگاه احضار شد.
- Die Polizei hat ihn zur Vernehmung vorgeladen.پلیس او را برای بازجویی احضار کرده است.