vorplanen
از قبل برنامهریزی کردن، پیشپلان چیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
مراحل انجام کاری را پیش از شروع اصلی، به صورت مقدماتی برنامهریزی کردن
- Wir sollten die einzelnen Schritte der Konferenz gut vorplanen.ما باید مراحل مختلف کنفرانس را از قبل خوب برنامهریزی کنیم.
- Beschäftigte sollten ihre Ferienzeit rechtzeitig vorplanen.شاغلین باید زمان تعطیلات خود را به موقع از قبل برنامهریزی کنند.