vorgerückt

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ɡəˌrʏkt/
Worttrennung: vor·ge·rückt
صفت

پیشرفته (از نظر زمانی)، دیر، جلو رفته

Bedeutungen

1

در مورد زمان: دیر شده، به مراحل پایانی یا پایانی رسیده.

  • Es war schon spät, die Nacht war schon vorgerückt.دیر شده بود، شب پیش رفته بود.
  • Bei vorgerückter Stunde trafen die letzten Gäste ein.در ساعات پایانی شب، آخرین مهمانان رسیدند.
  • Wir müssen uns beeilen, die Zeit ist schon sehr vorgerückt.باید عجله کنیم، زمان خیلی پیش رفته است.
2

در مورد موقعیت یا مرحله: جلو رفته، پیشرفت کرده، در مرحله‌ای بالاتر قرار گرفته.

  • Der Patient ist in einem fortgeschrittenen Stadium der Krankheit.بیمار در مرحله پیشرفته‌ای از بیماری قرار دارد.
  • Seine Karriere ist bereits weit vorgerückt.حرفه او در حال حاضر بسیار پیشرفت کرده است.
  • Die Verhandlungen sind in eine vorgerückte Phase eingetreten.مذاکرات وارد مرحله‌ای پیشرفته شده است.