vorschützen
بهانه آوردن، وانمود کردن، تظاهر کردن
Beispiele
- Sehr oft ''wird'' aber nur Ideologie ''vorgeschützt,'' wo es in Wirklichkeit um banale Dinge geht: Stellenbesetzungen, Konkurrenzgefühle, Prüfungsängste, Parkplätze, menschliche Unzulänglichkeiten.خیلی وقتها فقط ایدئولوژی بهانه میشود، در حالی که در واقعیت موضوع چیزهای پیش پا افتاده است: انتصاب شغل، احساس رقابت، ترس از امتحان، پارکینگ، ناکارآمدیهای انسانی.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به عنوان بهانه، دستاویز یا دلیل دروغین مطرح کردن؛ وانمود کردن
- Er schützte eine Krankheit vor, um nicht zur Arbeit gehen zu müssen.او بیماری را بهانه کرد تا مجبور نباشد سر کار برود.
- Man sollte keine falschen Gründe vorschützen, um sich aus der Verantwortung zu ziehen.نباید دلایل دروغین را بهانه کرد تا از مسئولیت شانه خالی کرد.